خرید بک لینک
حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت میدارم ...

شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزابها
به بیراهه و راهها تاختن
بیتاب ٬ بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بیقرار است
این گونه که من دوستت میدارم ...

برچسب: نویسنده: مانی موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی