تصویرگاه دویست و نه
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 6:28
بی هیچ ناممی آییاما تمام نام های جهان باتوستوقت غروب نامتدلتنگی ستوقتی شبانه چون روحی عریان می آیینام تو وسوسه استزیر درخت سیب نامتحوا ستو چون به ناگزیربا اولین نفس که سحر می زندمی گریزینام گریزناکترویاست...
تصویرگاه صدو نود و نه
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:21
به بغض نترکیده غروب دریا...به روزهای خالی...به مادران حسرت... به تنهایی عمیق من و غریب تو.... حالا... امروز و امشب آوایی از دور می آید آوایی از دوردست ها آوای لای لای مادرانی پای زجه های فرزندانی در گهواره که در تقدیرشانxa0 عشق حرفیست از سکوت و جهان روایتیست از رنج خوب بودنشان در تونل وحشت زمان ب سو...
تصویرگاه دویست
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
به باران روز گرم اردیبهشتی وقتی هوا گرم است وقتی گرما شرجی زده است وقتی زمین شسته شدهxa0 وقتی خورشید گم شده وقتی شیشه ماشین دست به دامان برف پاک کن شده یعنی باران می بارد یعنی باران با باورت بازی می کند یعنی باران با شوخی اش ناز می کند یعنی باران شوخ و شنگ شده یعنی خنده پنهانی باران پیدا شده یعنی با...
تصویرگاه دویست و یک
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
میدانی؟ عشق هزار و یک درد می آورد اما هزار و یک دانستن تو را چه سود؟ آنگاه ک یکی، نه از هزار ک از هزاران سخن ها دارد و آن اینکه:تو... نیستی!
تصویرگاه دویست و دو
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
تو... انتهای جاده ای هستی که منxa0 نرسیده امxa0
تصویرگاه دویست و سه
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
تو مثل نیمه ی مانده ماه که طلوع خورشید را با درخششی ساده در سپیده شرمسارxa0 روشنایی اش می کند تاریکی های جهان را شرمسار حضور ساده ات می کنی
تصویرگاه دویست و چهار
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
لعنت... لعنت ابدی ب لحظه ایxa0 که واژه های شعرم بخشکد به این لحظه همین لحظه که شعور شعرم را به پای این... آن... و او... می سوزانید
تصویرگاه دویست و پنج
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
حالا خیال من پر از رازقی تر است حالا تو هی بگو خیال مرا خط میزنی رازقی پر پر میکنی تو هی بگو آب و آفتاب و آینه را خط میزنی تو هی بگو باغ و باغچه و باد را خط می زنی تو هی بگو راه را ، رازقی را جهان مرا خط می زنی من اما... من اما از همه خط خطی ها خطی خوش از سرنوشتxa0 برایت می کشم حالا اگر باز همxa0 دس...
تصویرگاه دویست و شش
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
حرف هایت عطر رازقی ست در هنگام نوشیدن چای بعد از ظهر حرف هایت پایان دل تنگی ست،دل آشوبه دل نگرانی،پایان یاس ابتدای آرامش است حرف هایت لالایی مادرانه دوران گهوارگی ست حرف هایت طعم شیرین شادیست حرف هایت بوی باران می دهد حرف هایت دالانی از درخشش در انتهای تاریکی ست حرف هایت سردی گوارای آتش جهنم جهان اس...
تصویرگاه دویست و هفت
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
شاهرگ های زندگی بی تو چیزی کم می آورد چیزی شبیه یکxa0 جریان خون
تصویرگاه دویست و هشت
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:20
بُرج ویرانم غبار خویش افشان کرده امتا به پرواز آیم از خود جسم را جان کرده ام غنچه ی سربسته ی رازم بهارم در پی استصد شکفتن گل درون خویش پنهان کرده ام چون نسیمی در هوای عطر یک نرگس نگاهسال ها مجموعه ی گل را پریشان کرده ام کرده ام طی صد بیابان را به شوق یک جنونمن ازین دیوانه بازی ها فراوان کرده ام بسته...