تصویرگاه سیصد و چهل و هفت - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
[unable to retrieve full-text content]حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت میدارم ...xa0شوریده وار و پریشان باریدنبر خزه ها و خیزابهابه بیراهه و راهها تاختنبیتاب ٬ بیقراردریایی جستنو به سنگچین باغ بسته دری سر نهادنو تو را به یاد آوردنحکایت بارانی بیقرار استاین گونه که من دوستت میدارم ...
تصویرگاه سیصد و چهل و هشت - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
[unable to retrieve full-text content]ز پشت اين پردهخيابانجور ديگري استدرهاپنجره هادرخت هاديوارهاو حتي قمري تنبل شهريهمه مي دانندمن سالهاست چشم به راه کسيسرم به کار کلمات خودم گرم استتو را به اسم آبتو را به روح روشن دريابه ديدنم بيامقابلم بنشينبگذار آفتاب از کنار چشمهاي کهنسال منبگذردمن به يک نفر
تصویرگاه سیصد و چهل و نه - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
[unable to retrieve full-text content]امروز همه جا تعطیل است سرم اما شلوغ است دارم به تو فکر میکنم
تصویرگاه دویست و شصت و پنج - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 5:33
به زادروز شاملوی عزیز....عزیز....عزیز و بزرگ ﺩﺭﻓﺮﺍﺳﻮﯼِﻣﺮﺯﻫﺎﯼﺗﻨﺖﺗﻮﺭﺍﺩﻭﺳﺖﻣﯽﺩﺍﺭﻡ. ﺁﻳﻨﻪﻫﺎ ﻭﺷﺐ ﭘﺮﻩﻫﺎﯼ ﻣﺸﺘﺎﻕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩﺭﻭﺷﻨﯽ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺭﺍﺁﺳﻤﺎﻥِ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﮐﻤﺎﻥِ ﮔﺸﺎﺩﻩ ﯼ ﭘُﻞﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩﻭ ﺭﺍﻩِ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺭﺍﺩﺭ ﭘﺮﺩﻩ ﻳﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﻣﮑﺮﺭ ﮐﻦ.□ﺩﺭ ﻓﺮﺍﺳﻮﯼ ﻣﺮﺯﻫﺎﯼ ﺗﻨﻢﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ. ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺩﺳﺖِ ﺑﻌﻴﺪﮐﻪ ...
تصویرگاه دویست و شصت و شش - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 5:32
یک لحظهی درست در برابر این همه ستارهی عریاناین همه باران بى سوال،یا چند آسمان بلند وُچند ترانه از خواب کودکى،تو حاضرى باز آوازى از همان پسینِ پُر بوسه بخوانى!؟ من دلم گرفته، خوابم خرابگهواره ام شکسته است،حالا چه وقت گفتن از پرنده، از قفس،از قفس هاى در بسته است!؟ پس بیا به خاطر یک گل سرخ،یک لحظهی درس...
تصویرگاه دویست و شصت و هفت - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 5:32
بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم سخن از آن گل خندان به سخندان گویم غزل آموز غزالانم و با نای شبان غزل خود به غزالان غزلخوان گویم شعر من شرح پریشانی زلفی است شگفت که پریشان کندم گر نه پریشان گویم آنچه فرزانه به آزادی و زنهار نگفت من دیوانه به زنجیر و به زندان گویم گر چه خاکسترم و مصلحتم خاموشی است آتش...
تصویرگاه دویست و شصت و هشت - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 5:32
آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد آبی که خضر حیات از او یافت در میکده جو که جام دارد سررشته جان به جام بگذار کاین رشته از او نظام دارد ما و می و زاهدان و تقوا تا یار سر کدام دارد بیرون ز لب تو ساقیا نیست در دور کسی که کام دارد نرگس همه شیوههای مستی از چشم خوشت به وام دارد ذکر رخ و زلف تو ...
تصویرگاه دویست و شصت و نه - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 5:31
گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ستاین آتش از هر سر که برخیزد تماشایی ست دریا اگر سر می زند بر سنگ حق داردتنها دوای درد عاشق ناشکیبایی ست زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتمچیزی که دیگر برنخواهدگشت زیبایی ست راز مرا از چشمهایم می توان فهمیداین گریه های ناگهان از ترس رسوایی ست این خیره ماندن ها به ساع...
تصویرگاه دویست و سی و هشت - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:35
xa0 تو کجایی؟ در گسترهی بیمرزِ این جهان تو کجایی؟ــ من در دورترین جای جهان ایستادهام: کنارِ تو. ــ تو کجایی؟ در گسترهی ناپاکِ این جهان تو کجایی؟ــ من در پاکترین مُقامِ جهان ایستادهام: بر سبزهشورِ این رودِ بزرگ که میسُراید برای تو...
تصویرگاه دویست و سی و نه - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:35
خانه ام ابري است يكسره روي زمين ابري است با آن از فراز گردنه ,خرد وخراب ومست باد مي پيچد يكسره دنيا خراب از اوست وحواس من آي ني زن ,كه تو را آواي ني برده است دور از ره,كجايي؟ خانه ام ابري است اما ابر بارانش گرفته است در خيال روزهاي روشنم كز دست رفتندم من رو به آفتابم مي برم در ساحت دريا نظاره و همه ...
تصویرگاه دویست و چهل - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:35
فریاد می زنم ،من چهره ام گرفته !من قایقم نشسته به خشکی !مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست ، یک دست بی صداست ،من ، دست من کمک ز دست شما می کند طلب،فریاد من شکسته اگر در گلو ، وگرفریاد من رسا ،من از برای راه خلاص خود و شما،فریاد می زنم، فریاد می زنم!! ۲۱ آبان زادروز xa0نیما یوشیج
تصویرگاه دویست و چهل و یک - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:35
غربت منشده نبودن تو. همه چیز را مثل موهاتبه باد بسپاردلت را به من.یادت نرود مال منی!این رنگهای نو به نواین جنگهای ویرانگراین سنگهای مرگ و زندگیهمهحواس آدم را پرت میکننداز اسب.میترسمنگاهتحواس مرا پرت کندمیترسمیادم برود مال منیدر آغوشت بگویمکی میآیی؟بپرسیکجا؟و من بگویمبا اسب. xa0
تصویرگاه دویست و چهل و دو - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:34
این سال هاشماره تلفن ِ خیلی ها را خط زده امغزاله، هوشنگ، شاملو، محمد...عدّه ای مرده اندعدّه ای نیستندعدّه ای رفته َندو دور نیست روزیکه بسیاری شماره تلفن مرا خط خواهند زد زندگی همین استیک روز می نویسیم و روز ِ دیگر خط می زنیم! xa0
تصویرگاه دویست و چهل وسه - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:34
این شفق است یا فلق؟ مغرب و مشرقم بگومن به کجا رسیدهام ؟ جان دقایقم بگو آینه در جواب من باز سکوت میکندباز مرا چه میشود؟ ای تو حقایقم بگو جان همه شوق گشتهام طعنهی ناشنیده رادر همه حال خوب من، با تو موافقم، بگو پاک کن از حافظهات شور غزلهای مراشاعر مردهام بخوان، گور علایقم بگو با من کور و کر ولی واژه به...
تصویرگاه دویست و چهل و چهار - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:34
خواب هایم بوی تن تو را می دهدنکندآن دورترهانیمه شبدر آغوشم می گیری؟
تصویرگاه دویست و چهل و پنج - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:34
چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن خیس و خسته به خانه بیانمی خواهم شاعر باشی ، باران باش همین برای هفت پشت روییدن گل کافیست چه سرخ چه سبز چه غنچه .... xa0
تصویرگاه دویست و چهل و شش - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:34
مهم نیست ترامپ بیاید و جنگ جهانی سوم راه بیافتد یا خانم کلینتون بیاید وxa0 برجام بی فرجام نماند همین که تو بیایی وxa0 جای من در قلبت به سرانجام رسد دیگر نگران هیچ بی سرانجامی نیستم... xa0
تصویرگاه دویست وچهل و پنح - تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 6:34
و من آنقدر تو را دوست می دارمکه نمی دانم کدام کلمهسرآغازِ آفرینشِ آدمی ست. فقط می دانم دنیا خوب استدنیااز هر فاصله که هست،هست...!و فهم دارد،و فرصتِ شفاست. دنیاما را به دنیا آورده استتا ما هر کدامدنیای خود را داشته باشیم،و منشب هابه دنیا فکر می کنمو به آدمی،و به درد،و به شفا. و شفاراه ها دارد دور،و د...
تصویرگاه دویست و بیست و هفت - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 10:36
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل...خوب است !مثل همین باران بی سوالکه هی می بارد ..که هی اتفاقا آرام و شمرده شمرده می باردنمي دانم چرا امشب واژه هايم خيس شده اندمثل آسماني که امشب مي بارد ..و اينک بارانبر لبه ي پنجره ي احساسم مي نشيندو چشمانم را نوازش مي دهدتا شايد از لحظه هاي دلتنگي گذر کنمجا براي من...
تصویرگاه دویست و بیست و هشت - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 10:36
ولم كنيد بروم سيگاري بگيرانمبروم كنار خيابان از كسي ساعت قرار دريا را بپرسم!بروم بگويم سركار خانوم زيبا چرا تنها ترانه ميخوانيد؟!من هم بلدم زندگي كنم...به خدا من شاعرتر از بعضي بزرگان به باران نگاه كرده ام...هي دوست داناي من!فقطبگو:كي وقت رفتن فرا خواهد رسيد؟ xa0