تثویرگاه چهارصد و هفتاد و سه - تاریخ: 1397/4/25 ساعت: 13:33
عاشق که می شویلالایی خواندن هم یاد بگیرشب های باقیمانده ی عمرتبه این سادگی ها صبح نخواهد شد Let's block ads! (Why?)
تصویرگاه چهارصد و هفتاد و چهار - تاریخ: 1397/4/25 ساعت: 13:33
با تو بودن خوبستو کلام تومثل بوي گل ، در تاريکي استمثل بوي گل د&#1
تصویرگاه سیصد و شصت - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 2:33
[unable to retrieve full-text content].تُ یادت نیستولی من خوب به یاد دارمبرای داشتنتدلی را به دریا زدمکه از آب میترسید... xa0
تصویرگاه سیصد و پنجاه و هفت - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:07
مرگ را دیدهام من. در دیداری غمناک، من مرگ را به دستxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 سودهام. من مرگ را زیستهامبا آوازی غمناکxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 غمناکو ...
تصویرگاه سیصد و پنجاه و هشت - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:07
بگذار ترجمه ی خوشامد گویی صندلی هایی باشمکه تو رویشان می نشینیفکر فنجان هایی را کشف کنمکه در معاشقه ی قاشق و شکربه لبان تو فکر می کنندبگذار حروف جدیدی به تو اضافه کنماضافه کنم به الفبابگذار خودم را سرزنش کنمو میان تمدن و وحشیگریبهxa0عشقxa0برسم چای خوشمزه بود؟با کمی شیر چطوری؟مثل همیشه باکمی شکر مواف...
تصویرگاه سیصد و پنجاه و نه - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:07
[unable to retrieve full-text content]دلبرا یک بوسه دادی اینقدر نازت ز چیست؟ گر پشیمان گشته ای بگذار در جایش نهم
تصویرگاه سیصد و پنجاه و یک - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 5:47
تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهینم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی جان منی و یار من دولت پایدار منباغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی یا جهت ستیز من یا جهت گریز منوقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی عود که جود میکند بهر تو دود میکندشیر سجود میکند چون به سگ استخوان دهی برگذرم ز نه فلک گر گذری به کو
تصویرگاه سیصد و پنجاه و دو - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 5:47
[unable to retrieve full-text content]یک روزآهنگ صدای توxa0جای مارشهای نظامی را می گیردxa0و تمام جنگهاxa0ختم به خیر می شوند
تصویرگاه سیصد و پنجاه وسه - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 5:47
[unable to retrieve full-text content]بیشترین عشق جهان را به سوی تو می آورماز معبر فریادها و حماسه هاچرا که هیچ چیز در کنار م... از تو عظیم تر نبوده استکه قلبتچون پروانه ییظریف و کوچک و عاشق است.ای معشوقی که سرشار از زنانگی هستیو به جنسیت خویش غرّه ایبه خاطر عشقت!ای صبور! ای پرستار!ای مؤمن!پیروزی تو
تصویرگاه سیصد و پنجاه و چهار - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 5:47
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یك حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد برچسبها: سید علی صالحی+ نوشته شده در جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶ساعت 16:35 توسط میم.ر |
تصویرگاه سیصد و پنجاه و پنج - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 5:47
[unable to retrieve full-text content]xa0 خرم آن روز کز این منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب من به بوی سر آن زلف پریشان بروم دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم چون صبا با تن بیمار و دل بیطاقت به هوادا
تصویرگاه سیصد و پنجاه و شش - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 5:47
[unable to retrieve full-text content]xa0 نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم در این سراب فنا چشمه حیات منم وگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی که نقش بند سراپرده رضات منم نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی مرو به خشک که دریای با
تصویرگاه سیصد و پنجاه - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 2:12
-نگاه ما چه ظالمانهجای کلمات را گرفته اند… سکوت چه قدر جای صدا را ؛ هنوز نگفته امدوستت دارم . . . برچسبها: منوچهر آتشی+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:32 توسط میم.ر |
تصویرگاه سیصد و سی و نه - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
[unable to retrieve full-text content]اینجا که منمقیمت دلهر دو جهان است آنجا که توییدر چه حساب استدل ما؟
تصویرگاه سیصد و چهل - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
نان از سفره و کلمه از کتاب،xa0چراغ از خانه و شکوفه از انار،xa0آب از پياله و پروانه از پسين،xa0ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفتهايد،xa0با روياهامان چه میکنيد!xa0 ما رويا میبينيم و شما دروغ میگوييد ...xa0دروغ میگوييد که اين کوچه، بُنبست وxa0آن کبوترِ پَربسته، بیآسمان وxa0صبوریِ ستاره بیسرانجام است...
سیصد و چهل و یک - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
[unable to retrieve full-text content]xa0 ساقی بیار باده که ماه صیام رفت درده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صراحی و جام رفت مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی در عرصه خیال که آمد کدام رفت بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد در مصطبه دعای تو
تصویرگاه سیصد و چهل و سه - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پياده آمده بودم، پياده خواهم رفت طلسم غربتم امشب شكسته خواهدشد و سفرهای كه تهی بود، بسته خواهدشد و در حوالی شبهای عيد، همسايه! صدای گريه نخواهی شنيد، همسايه! همان غريبه كه قلك نداشت، خواهد رفت و كودكی كه عروسك نداشت، خواهد رفت xa0 uf071 xa0 منم تمام افق را به رنج
تصویرگاه سیصد و چهل و چهار - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
xa0 من خسته امخسته از آينه، از آدمی، از آسمان!مگر تحمل يک پرنده ی کوچک خانه زاديک پرنده ی جامانده از فوج باران خورده ی بی بازگشتتا کجای اين آسمان تمام روياهاست؟من بريده امبريده مثل باران تنبل عصر آخرين جمعه ی خردادبريده مثل شير ماسيده بر پستان آهوی مضطرببريده مثل باد، باد خسته ی به بن بست نشسته ی دی...
تصویرگاه سیصد و چهل و پنج - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
xa0 در من همیشه تو بیداریای که نشسته ای به تکاپوی خفتن من! در منxa0همیشه تو می خوانی هر ناسروده راxa0 ای چشم های گیاهان ماندهxa0در تن خاکxa0! کجای ریزش باران شرق راxa0خواهید دید؟ اینکxa0میان قطره های خون شهیدمxa0فوج پرندگان سپیدxa0با خویش می برندxa0غمنامه ی شگفت اسارت راxa0تا برج خون ملتهب بابک خرمx...
تصویرگاه سیصد و چهل و شش - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 3:22
نه تو می مانی، نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم خواهد رفتآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگزتو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ستتو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندیدو اگر بغض